X
تبلیغات
آموزش هنر برای هنر جویان

آموزش هنر برای هنر جویان

دانه باشیم نه سیب

نمایشگاه رضوی

 

استاد حیدری

 

 

 

بچه ها سلام

 

یک خبر خوش

 

امروز رفتم نمایشگاه رضوی خیلی زیبا بود دست اونایی که این

نمایشگاه رو ترتیب دادن درد نکنه .

 

راستی راستی استادا گل کاشتن مخصوصا استاد حیدری

 

ُ استاد فلسفی (استاد خودم   ) استاد کابلی ُ استاد سلحشور

 

واقعا زیبا بود گفتم حیفه که شما لذت نبرین از تابلو ها عکس گرفتم

 

تا شما هم بتونین ببینین .

 

 

استاد فلسفی

 

 

استاد حیدری

 

استاد حیدری

 

 استاد فلسفی

     

استاد کابلی 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 10:3  توسط احمدی  | 

آموزش "مر"

 

 بنام خدا

دانش آموزان عزیز کلاس اول راهنمایی

 در درس ششم 

"سر مشق راه مردان بزرگ ادامه دارد "

راه آموزش داده شد رسیدیم به کلمه مردان

آموزش "مر ":

۱- حرکت اول یک نقطه است .

 

 

۲- حرکت دوم قلم روی ضلع لوزی قرار گرفته و نصف پایین   

   لوزی به حالت دور از راس لوزی عبور می کند . این دور ادامه 

  می یابد تا یک نقطه بالای خط زمینه .

 

 

 

 

 

 

 

۳-  این حرکت با نیش قلم نوشته می شود (دست را به 

  سمت راست می چرخانیم )  کمی بالاتر از حرکت  

    قبل قلم گذاشته می شود و با نیش قلم "ر" تا یک نقطه

   زیر خط ادامه می یابد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 15:4  توسط احمدی  | 

صبح

 

 

زندگی را در رفتن و بر گشتن از قله کوه

و عبادت را در خدمت خلق

کار را در ُ کندو

و طبیعت را در جنگل و دشت

 

مشق شب این باشد

که شبی چندین بار

همه تکرار کنیم

عدل

   آزادی

       قانون

             شادی . ..

 

 

 

           

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 13:54  توسط احمدی  | 

پروانه

 

 

 

عقل سرعت می دهد در کارها

عشق جرات می دهد در کارها

 

عقل تنها سینه را زندان کند

عشق تنها طعمه رندان کند

 

عقل بی عشق آید و قاتل شود

عشق بی عقل آیدو باطل شود

 

عقل تنها کار خنجر کند

عشق تنها نیز خاکستر کند  

 

 

عقل تنها چیست؟ ماشین حساب

عشق اتما چیست؟ یک جام شراب

 

عقل تنها کیست؟ تنها یک طبیب

عشق اما هم طبیب و هم حبیب

 

آن یکی درمان به دارو می کند

این یکی انگار جادو می کند

 

آن یکی درمان دردش با دوا

این یکی بیمار را بخشد شفا

 

عقل را با عشق هم پیمان کنیم

هر دو را در جان خود مهمان کنیم

 

هر دو ما را رهنما و رهبرند

هر دو ما را سوی مقصد می برند

 

عشق می گوید کدامین ره برو

عقل می گوید ولی آگه برو

 

عقل ما را سوی دانایی برد

عشق اما سوی زیبایی برد

 

آن یکی اندیشه را می کسترد

این یکی انگیزه را می پرورد

 

آن جهان را می کند آبادتر

این روان را می کند آزادتر

 

تند بادی گر وزد در این میان

عقل لنگر ُ عشق همچون بادبان

 

ای خوشا عشقی که عقلش حاصل است

ای خوشا عقلی که فرمانش دل است

 

من گمان دارم خداوند جلیل

این دو را ننهاده بی دلیل

 

بنده باید در نهان و آشکار

هر دو را با هم نماید سازگار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:40  توسط احمدی  | 

آموزش سر

 

 نحوه نوشتن سر

ابتدا با نیش قلم حرکت کرده به سمت چپ میرویم

 

 

دندانه خیلی کم است به اندازه یک صفر

 از این قسمت با نیش قلم  به اندازه یک نقطه پایین می آییم

 

 

با تمام قلم مثل دور پشت میم حرکت می کنیم انداز به  ۲نقطه

 

 

 

برای حرکت بعدی با نیش قلم کمی با لاتر شروع می کنیم و تا یک نقطه زیر خط ادامه می دهیم.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 13:27  توسط احمدی  | 

تولدت مبارک

 

این چند تابلو هدیه دخترای گلی که تو کلاس هنرُ فقط هنر می کارند و زیبایی برداشت

می کنند.

 

 

 

این کارت تولد تقدیم به دخترای گلم در مدرسه معلم و ابویی نژاد که روز شنبه ۱۹ آبان تولد اوناست

تولدت مبارک

 

 

 

 

من این خورشید خانم و خیلی دوست دارم امیدوارم که شما هم دوست داشته باشید

 

 

 

 

این تابلو هم تقدیم اون دانش آموزانی که نقاشی رو دوست دارند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 0:48  توسط احمدی  | 

گله دارم

 

 

 

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

 همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم

 از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی

به روی یکدگر ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

عجببببببببببب

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 15:1  توسط احمدی  | 

گل برای گل

 

      

 

نمي‌دانم چرا همه‌ي آدم‌ها زيستن و رسيدن را بالا رفتن مي‌دانند، يا شايد پيش رفتن! اما من دلم مي‌خواهد فرو بروم. دلم نمي‌خواهد در وهمي آرام و خوشايند پر و بال بگشايم و صعود کنم. نه! هرگز! هرگز! دلم مي‌خواهد در همه چيز حل شوم و فرو روم. مي‌خواهم به اعماق بروم و ببينم. عشق من ديدن و فرو رفتن است

 

 

 

امروز فهمیدم که گل ها هم می توانندسنگ دل باشندو شمع ها هم میتوانندبال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند...!
امروز فهمیدم

 

آموزش ب

 

حرف «ب» : ابتدا مانند قلم گذاری الف ، قلم مایل روی کاغذ قرار گرفته

 

 کمی به سمت چپ حرکت نموده، سپس قلم حالت افقی بخود  می گیرد و در ضمن حرکت ، دم قلم نیز می چرخد تا اینکه قلم عمود بر خط زمینه قرار گیرد ؛ به این صورت:

 

                                   

 

 

 

در این نقطه قلم عمود بر خط زمینه قرار گرفته است و به

 همین حالت عمود از خط زمینه بالا می رود.                  

 

 

 

اگر مقداری آب داخل آن ریخته شود قسمت انتهایی یعنی سمت 

چپ قرار می گیرد. زیرا «ب» شیب دار است و ابتدای آن به اندازۀ نیم نقطه بالاترقرار می گیرد . از انتهای آن  طول «ب» 5 نقطه می باشد .

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 9:37  توسط احمدی  | 

امید

 

وقتي چشم اميدتان به خدا باشد
هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که راست نباشد
هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که پيش نيايد
هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که دير نپايد
اگر بتواني ايمان بياوري
.....
مومن را همه چيز ممکن است

 

 

       

 

 

 

براستی چرا وقتی توان صعود نداریم دیگران را نردبان خود قرار

 می دهیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 9:6  توسط احمدی  | 

بکار و ببر

 

 

درختان ميوه ي خود را نمي خورند


ابرها باران را نمي بلعند


رودها آب خود را نمي خورند


چيزي که بزرگان دارند


هميشه به نفع ديگران است

 

نمونه ای از خط زیبای استا د کابلی

 

 

 

 


استاد عزیزم

الهه خاتمی ۶ آبان ۱۳۸۶ به بنده حقیر افتخار دادند و دعوت مرا

پذیرفتند و در همایش خوشنویسی به مناسبت هفته خوشنویسی به

یزد تشریف آوردند .در این مراسم زیبایی شناسی خط مورد برسی

 قرار گرفت .سخنان زیبای استاد در همایش بسیار تاثیر گذار بود.

 در این همایش دبیران هنر ِ مسئولین آموزش و پرورش ناحیه ۱ و

۲ و همچنین مسئولین سازمان حضور داشتند .

نمونه ای از خط زیبای استاد خاتمی 

         

خانم دکتر نفیسی نیز در مورد نحوه پیدایش خط از ابتدا تا عصر حاضر بررسی نمودند

 

این همایش با همکاری آموزش و پرورش ناحیه ۱ ُ گروههای آموزشی و گروه هنر با

همکاری حوزه هنری صورت گرفت. به عنوان سر گروه هنر ُ صمیمانه از آنها  تشکر 

    می کنم .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 3:45  توسط احمدی  | 

آموزش "ی"

 

                    

نوع دیگر «ی» که به آن یای معکوس گفته می شود به این گونه نوشته می شود:

1- ابتدا یک «ر» نوشته می شود.

 

                                

 

2- اتصال :  

 

                                    

 

 

                                 ]

 

3- با تمام قلم کشیده معکوس شروع می شود . نحوه قلم گذاری اینگونه می باشد : وحشی چپ و انسی راست است و با این زاویه قلم شروع به حرکت نموده کم کم تغییر زاویه می دهد و در انتها وحشی به راست و انسی به چپ قرار می گیرد که ارتفاع انتهایی تا خط  زمینه 1 نقطه فاصله دارد . و طول آن 11-9 نقطه می باشد . این «ی» همانند بدن ماهی

 

                               

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 17:55  توسط احمدی  | 

آموزش م

 

حرکت اول : یک نقطه است

                                  

حرکت دوم : اگر این شکل را لوزی فرض کنیم ، نصف پائین آن را دور می زنیم (فقط یک مثلث در قسمت بالای آن باقی می ماند . دور به اندازه 5/1 نقطه است و یک نقطه تا خط زمینه فاصله دارد .

                                

- حرکت سوم : دستۀ «م» 5 نقطه است . قلم از انتهای حرکت قبلی حرکت می کند .[1]

 

                                          

 

 

 

 

آموزش "کا"

حرکت اول: قلم به صورت مورّب قرار می گیرد تا قسمتی از ضخامت حذف شود ، ضخامت قسمت بالا کمتر باشد یا به عبارتی قسمت بالا سبکتر از قسمت پایین باشد.[1]

 

 

حرکت دوم : اتصال نیم دایره دوم با حرکتی شبیه به «با » . این دو قسمت رو بروی هم و موازی با خط کرسی باشد و آ خر دسته« آ» کمی متمایل به راست باشد.


                                          

[1] - به این معنی نیست که قسمتی از قلم از کاغذ بر داشته شود بلکه با حرکت مورب قلم مقداری از ضخامت را کم می کنیم.

 

 

حرکت سوم: اتصال سر کاف: سر کاف با شیب 3 نقطه و کمی با فاصله از انتها یا بیخ «الف» قرار گیرد.



[1] برای دور زدن در این قسمت «3» باید دقیقاً از راس لوزی عبور کند نه بالاتر نه پائین تر ، چون هر دو مشکل آفرین است .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 15:2  توسط احمدی  | 

تصاویر خوشنویسی

 

 

تصاویری از خطوط زیبای اساتید

 

 

 

 

خط زیبای استاد عزیزم استاد فلسفی 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 15:4  توسط احمدی  | 

آموزش دندانه

 

 

دندانه ها دو نوعند : تیز و هلال

دندانه ها :

تیز= حرکت قلم به سمت راست

 

 

هلال= حرکت قلم به سمت چپ

و نوع دیگر دندانه شاخص می باشد که در واقع استثنایی بر سیر طبیعی دندانه ها    می باشد .

برای نوشتن دندانه های تیز : حرکت قلم به سمت راست خواهد بود    

توجه داشته باشید که هیچ یک از دندانه ها روبه روی هم قرارنمی گیرد و از سمت راست به چپ از بالا به پائین می آید .

 

برای نوشتن دندانه های هلال : حرکت قلم به سمت چپ می باشد

حال برای نوشتن کلمه است دو نوع دندانه را ترکیب می کنم.

 

 

1- دندانه اول را نوشته ،دندانه دوم تیز و دندانه سوم را هلال می کنیم. هیچ کدام از دندانه ها روبه روی هم قرار نگیرند.

 

 

2- اتصال هفت : ایجاد یک زوایه باز می کند و انتهای اتصال از آخرین دندانه پائین تر قرارمی گیرد .

 

 

3- اتصال «ت» : دقت شود قلم پائین تر از دندانه سوم قرار داده شده و «ت» 5 نقطه ای به آن متصل می گردد.

 

 

توجه : هیچکدام از دندانه ها روبه روی هم نباشند و به ترتیب دندانه ها متمایل به پائین خواهد بود .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 11:56  توسط احمدی  | 

دوات

 

 

دوات (ليقه و مركب)

(مداد)

 

مدائني گفته است : دواتت را نيكو گردان و در حفظ و نگاهداري اش بكوش كه دواتها خزينه هاي ادب و فرهنگ اند.

جاحظ گويد: اسم ليقه وقتي صدق مي كند كه آلوده به مركب و داخل دوات قرار گيرد.

استادي گفته است:  بر عهده كاتب است كه ليقه را در هر ماه تجديد كند و در هنگام فراغ از كتابت، در دوات را بگذارد تا از گرد و غبار محفوظ بماند و خط را فاسد و تباه نسازد.

و بدان جهت مركب را مداد ناميده اند كه قلم را مدد مي دهد و كمك مي كند و مركب از آن روي گويند كه از اجزاء چندي فراهم آمده است.  كلمه مداد به رنگهاي ديگر نيز گفته مي شود، ولي رنگ سياه پيوسته در كار كتابت مي آيد و به رنگهاي ديگر گاهگاه احتياج مي افتد.

 رنگ سياه خود درجاتي دارد:

1- به شدت سياهي (به عربي حالك) 2- سياه عادي و معمولي (قاتم) 3- سياه مايل به خاكستري (دَيجُور) 4- سياه مايل به سبز يا سياه طاوسي (مُدهام)

گويند: هيچ رنگي مانند سياه، بر صفحه كاغذ سفيد خوشايند نيست.

مجنون هراتي سروده است:

ولي بايد به هر چل روز، دانا      بپالايد دوات خويشتن را

بشويد پاك و صافي ليقه اش را  كه از وي دور سازد غلّ و غش

وليكن كاتبان را در برابر  دو مي بايد دوات اي پاك منظر

زبهر آنكه چون پيوسته خواهي  كتابت راندن از رنگ سياهي

ضرورت چون كتابت گشت بسيار         سياهي را شود غلظت پديدار

براي رفع آن بر قول اصحاب       ببايد ريخت در وي اندكي آب

وليكن آب در وي چون چكاني   همان ساعت نوشتن كي تواني

ضرورت يك زمان بايد نهادن     دواتي ديگر آن گه سرگشادن

چو اين در وقت غلظت بوده باشد        سياهيّ دگر آسوده باشد

در اين يك نيز بايد ريخت آبت   وزان يك كردن آغاز كتابت

دوات بايد سرگشاده و كم عمق باشد.  ليقه عبارت از چند نخ ابريشم تابيده است كه به مركب بيالايند و فايده اش اين است كه از ريختن و پاشيدن مركب مانع مي شود و مركب را به اندازه به دَم قلم مي دهد. براي خطاطي، مركبي كه در ايران و كشورهاي اسلامي بدين منظور مي سازند، بهتر از مركّب هاي خارجي است .

خوش نوشتن به سه چيز حاصل شود: اول تعليم استاد، دوم بسياري مشق، سوم صفاي باطن؛ و چنان كه خواجه ياقوت عليه الرحمة و الغفران – فرموده كه «الخط مخفي في تعليم الاستاد و كثرة المشق وصفاء الباطن و ادمان (تمرين مداوم) هر روزه از دست نبايد داد كه اين معني مُضر است به تخصيص مبتدي را. و عند الملال ترك بايد داد.»

در دانشوران ناصري اشارتي به اهميت خوشنويسي و لزوم قواعد آمده است:

اهل خط گويند: هر صنعت و علمي را مي توان با عضو ناقص تحصيل كرد الّا خط كه در آن بايد تمام اعضا از چشم و گوش و دست و پابي عيب باشد، و مزاج معتدل و عقل كامل و اسباب جمع. چون با كوري توان در علم كامل (شد) و هم با كري و بعض از عيوب اعضا توان در صناعات حسّيّه مثل نقاشي و از اين قبيل كمالي پيدا كرد، ولي خط چون نصف علم است هم محتاج به چشم صحيح بي عيب(است) و هم احتياج خواهد داشت به شنيدن. از اين بيان معلوم است كه هم خط را شأني بلند است و هم خوشنويسي را مرتبتي ارجمند، كه سبب بقاي علوم و آثار آيات الهي است الي يوم القيامه، و اين معني واضح است.

كتب سماوي و اخبار و احاديث انبياء قبل از خاتم، اين كه از ميان برفت، عمده سبب، نبودن خطوطشان بوده است در تحت قاعده.  و چون علم و صنعت و ساير چيزهاي متعلق به دين و دولت از تحت قاعده و قانون خارج باشد پاينده نماند؛ و ماندن قرآن و ساير اخبار و احاديث كتب در دوره اسلاميه، عمده خطوطي است كه بعد از اسلام وضع شد كه بدان خطوط آن آثار باقي ماند. (جلد 5 ص 104 از كتاب نامه دانشوران)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 15:42  توسط احمدی  | 

قلمتراش

قلم نی دزفولی

قلمتراش

قلم نی دزفولی

قلمتراش

 

قلمتراش

براي آن كه قلم به قاعده تراشيده شود، دو قلمتراش ضروري است. اول براي برداشتن ميدان قلم كه بايد ستبر و پهن و محكم باشد تا عرض قلم هموارآيد و براي قط نيز به كار رود. دوم براي خالي كردن پهلوهاي قلم كه بايد باريك اندام باشد تا سر و زبانه ي قلم باريك  و كبوتردُم گردد، يعني تيغه قلمتراش بايد در كمال اعتدال و محكم باشد تا چنانكه بايد و شايد در ميان بگردد و فرمان ببرد. مشهور است كه از استادي پرسيدند كه از شاگردان، كداميك بهتر مي نويسد گفت: آن كه قلمتراش بهتر و تيزتر دارد.

و گفته اند كه تباهي قلم از كندي قلمتراش است. و ابن مقله گفته است: قلمتراش را نيكو تيز كن تا كاملاً برنده باشد كه اگر كال و كند شد  خط ،  لرزان و ناصاف و بي ارزش مي شود.

سلطانعلي مشهدي مي گويد:

با تـو ذكـر قلمتـراش كنــم   حـرفهـاي نهـفتـه فـاش كــنم

تيـغ او نـَـه دراز و نـَـه كوتاه   تُنُك و پهن نيست خاطر خواه

تا كـه در خانه ي قلم گردد   و آن قلــم قـابــل  رقـم گــردد

جعفر تبريزي بايسنغري گويد:

كاتب را سه قلمتراش باشد؛ يكي باريك به جهت (فتح قلم) و ديگري تنك به جهت نحت پهلواني قلم، و سوم اَثقل و اثقل  واَحد به جهت قط.

قط زن بايد صاف و نسبتاً سخت باشد و ناهموار و ناصاف نباشد كه قلم  ريشه دار مي گردد و گفته اند از چوب سخت و استخوان مانند آبنوس و عاج نيكوست و بعضي را عقيده چنين است كه از جنس شاخ بهتر است تا استخوان، زيرا ملايم و موافق است و (ني هندي) نيز شايسته است كه دم قلمتراش را از شكستن و ريختن نگاه  مي دارد.

سلطانعلي مشهدي گفته است:ني قط صاف و پاك مي بايد

 كه در او عكس روي بنمايد

از ستبريني ملول مباش

بهر خط بهتر است، كردم فاش.

و امروز از كائوچو و نظاير آن نيز مي توان استفاده كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 15:5  توسط احمدی  | 

قلم

 

 

قلم مهمترين ابزار خوشنويسي

.چگونگي گزينش قلم

.تراشيدن قلم

.مراحل تراش قلم

قلم مهمترين ابزار نوشتن است كه در شرافت آن گفته اند: اول چيزي كه خدا آفريد و به او فرمان داد قلم بود. و خداي تعالي در كتاب عظيم خود در سوره قلم ابتدا به ذكر آن فرموده است: «ن و القلم و مايسطرون» و گفته اند: بدان سبب نام قلم گرفته كه از اصله ي خود بريده و قطع گرديده است، چون قلم به معني قطع است. و نيز گفته اند: وقتي تراشيده شد قلم گويند و اِلاّ آن را (ني) نامند.

قلم خوب آن است كه در پختگي، اعتدال داشته باشد، نه خام باشد نه سوخته؛ و بايد سرخ و سفيد باشد نه سياه و زرد و نه خاكستري. نشان پختگي اش آن است كه سرخي آن به غايت سرخ و سفيدي آن نهايت سفيد باشد. نه در سرخي سياه رنگ بود و نه در سفيدي زردگونه. راست باشد و رگهاي پوست آن نيز راست و هموار بود، گره و پيچ نداشته باشد، كه اگر رگهاي اصلي قلم راست نبود نوشتن نيك را لايق و فايق نيست.  در بلندي و كوتاهي و سنگيني و استحكام نيز به حد اعتدال ومحكم و مجوّف و اندرون سفيد باشد نه سست و سبك.

«در قلم شش سين بود، سه زان حسن، سه زان قبيح        سرخ و سخت و سنگي و ديگر سبك سست و سياه »

ديگري گفته است:

 «نگزيني سياه و سست و سبك   سرخ و سنگين و سخت پيدا كن»

سلطانعلي مشهدي مي گويد:

اولاً مي كنم بيان قلم         بشنو اين حرف از زبان قلم

كه قلم سرخ رنگ مي بايد  نه به سختي چو سنگ مي بايد

نه سياه و نه كوته و نه دراز يادگير اي جوان ز روي نياز

معتدل نه ستبر و نه باريك  و اندرونش سفيد و ني تاريك

نه بر او پيچ و نه در او تابي  ملك خط راست نيك اسبابي

گر قلم سخت باشد و گر سست    دست از اين و از آن ببايد شست

مجنون هراتي در رسم الخط خود گويد:

قلم بايد كه باشد بي خم و تاب             درون اسپيد و رگها راست درياب

دگر سرخ و سپيد و سخت و سنگين      چنين گفتند استادان پيشين

استادي به دوست خود نوشت:

در طول مدّتي كه در كار كتابت ممارست داشته ام كتابتي كه بر نام و نشان، چيره و جاري مجراي القاب و انساب گرديده است، دريافته ام كه قلمهاي سخت كه محصول خشكي است، بر روي كاغذ كلفت و پوست با جريان و گذرنده است. و آبي آن بر روي كاغذ معمولي روانتر و صافتر مي گذرد. بايد قلمهايي برگزيني كه محكم و با پوست پاكيزه و روشن و كم پيه و پرگوشت و تنگدل و سنگين وزن باشد.

چگونگي گزينش قلم

و نيز استادي در حال تعليم به شاگرد خود مي گفت:

قلم بايد محكم و سخت و ميانه باريك و كلفت باشد و آن را از نزديك بندها و گره ها نتراش كه در كارها بستگي مي آورد و با قلمِ پيچ و تاب دار و فاق نامستوي منويس. اگر ني بحري يا فارسي به دست نياوردي و ناچار شدي با قلم هاي َنبَطي بنويسي آن كه گندم گون (بين سرخ و سفيد) است اختيار كن.

ابوعلي بن مقله وزير – رحمه الله – در جمله اي كوتاه، وصف كامل قلم نموده است: «بهترين قلم ها آن است كه پيكر آن در پختگي و رسيدگي محكم، و پوستش باطراوت شده باشد و آن را پس از تمام برآوردن دانه و بذر و زرد شدن برگ و كشيده شدن قد بريده باشند و پيه آن سخت و حجم آن سنگين باشد.»

و نيز از او نقل است كه بهترين قلم ها آن است كه به اندازه ي شانزده تا دوازده انگشت دراز باشد و كلفتي آن به قدر انگشت سبابه تا حد انگشت چهارم بوده باشد. و در جاي ديگر گفته است: قد و اندازه قلم نبايد از يك وجب تجاوز كند.

جعفر تبريزي در رساله ي خود انواع قلمها را (واسطي، آموئي، بصري، مازندراني) برشمرده است و گويد: بهترين آن واسطي است، پس از آن آموئي؛ و انواع ديگر را اعتبار نباشد.

و صاحب فوايد الخطوط گويد: بهترين قلم، قلم واسطي است و نشانه خوبي قلم آن است كه در تراشيدن، قُلامه (تراشه و خرده) آن نجهد بلكه همانجا بر زمين ريزد و اگر رگهاي قلم راست نباشد كتابت را نيك و لايق نباشد.

تراشيدن قلم :

مؤلف جامع محاسن گويد:

استادي مي گفت: به قلم ها ستم مكنيد. گفتند: چه ستمي؟ گفت: اين كه با قلم باريك خط درشت بنويسي و بالعكس.

اهل خط براي هر نوع خط، تراشي خاص و در خور مقرر داشته اند و تراش قلم بدين نسبت از درشت جلي تا ريزخفي متفاوت مي گردد، و براي كاتب به ويژه كاتبي كه چند نوع يا همه انواع را مي نويسد قلمهاي مختلف و متعدد در كار است، مانند آلات مختلفي كه در صنايع به كار مي رود.

مؤلف صبح الاعشي از مقرّ العلائي بن فضل الله نقل كرده است كه به خط ابن مقله رحمةالله ديدم كه نوشته بود:

آري! آري! ملاك خوبي خط ، خوبي تراش قلم است و هر كس قلم را خوب بتراشد خط نوشتن برايش آسان مي گردد . بر اهل اين صناعت لازم است كه همه ي فنون تراش قلم و قط آن را از تحريف و تدوير و توسيط و بين آنها را  رعايت و حفظ كند تا در نوشتن خط توانا باشد و قلم براي كاتب مانند شمشير در دست مرد دلير است و هم گويد (مقر العلائي): نيكويي تراش قلم نصف خط است و بعضي گفته اند: «الخط كلّه القلم» و ياد دادن تراش قلم، مهمتر از تعليم خط است (تعليم البراية اكبر مِن الخط)

ابراهيم بن محمد شيباني گفته است: واجب است كه شروع تراش قلم از طرف رويش ني بوده باشد يعني از سر آن .

چهار مرحله تراش قلم:

1) برداشتن روي قلم(فتح)

2) تراش پهلوهاي قلم (نَحت)

3) فاق قلم يعني شكاف دادن دم قلم(شق)

4) قط (زدن سر قلم)

و اگرپشت برداري قلم را كه مخصوص قلمهاي درشت است به حساب آوريم ، پنج عمل خواهد شد. و بيان آنها بدين قرار است:

1- (فتح) برداشتن روي قلم: و آن آغاز تراشيدن است براي ميدان قلم و آن چنان است كه قلمتراش را در بدنه قلم فرو مي بري و با فشار مساوي تا سر قلم ادامه مي دهي و اندازه ي ميدان قلم را به قدر بندانگشت ابهام يا منقار كبوتر گفته اند؛ ولي به اندازه ي قط قلم مناسبتر است.

ابن مقله وزير گفته است: تراش شكم قلم برحسب سختي و سستي اقلام، مختلف مي شود. در سخت آنقدر بتراشد كه (وجه قلم) مسطح و هموار شود و (عرض) آن را به اندازه اي كه براي خط منتخب خود خواهد، قراردهد. ولي در سست، واجب است كه گوشت قلم را به حدي بردارد تا به قسمت سخت (نزديك به پوست قلم) برسد.  زيرا اگر چنين نكند ريشه ها و اليافي دم قلم پديد مي آيد و جريان قلم را كُند و ناهموار مي سازد.

ميدان قلم نبايد زياد بلند باشد؛ زيرا قدرت دست را كم مي كند، قلم زود مي شكند و نبايد زياد كوتاه باشد كه باعث شود مركب زياد روي كاغذ برسد و خط را خراب كند و لذا در قلم  ِمعتدل، ميدان قلم به اندازه ي قطر قلم مطلوب است.

2- (نَحتِ حواشي) تراشيدن پهلوهاي قلم: ابن مقله گفته است: در تراش پهلوها واجب است كه دو پهلو نسبت به سر قلم مساوي باشد و هيچ يك بر ديگري نچربد والاّ زبانه قلم را ضعيف مي كند (زيرا تعادل قلم را به هم مي زند) ولازم است كه تراش دو پهلوي قلم به حالت شمشيري باشد و اين حالت تا به سمت سر قلم بگرايد. زيرا در اين حال جريان مركب از دم قلم بهتر مي شود.

مؤلف فوائد الخطوط گويد: قلم را بايد مشابه حوت (ماهي) تراشيد تا ذنب الحوت (دم ماهي) ظاهر شود و تمامي تراش قلم مشابه به حوت بايد.

ضياء الدين محمد در رساله خط نستعليق خود آورده است: پهلوهاي قلم را به قلمتراش باريك اندام، خالي كند تا سر قلم تيز نشود و كبوتر دم آيد و تنگ شق باشد.

مجنون در رسم الخط گويد:

اگرخواهي كه بتراشي قلم را بگويم با تو يكسر بيش و كم را

قد نوك قلم آن گونه بايد       كه قدر بندانگشتي نمايد

تهي كن هر دو پهلوي قلم را كه ماهي دم نمايد نزد دانا

وليكن جانب اُنسيش بايد    كه آن نازكتر از وحشي نمايد

3- (شق) : شكاف دادن دم قلم است كه اصطلاحاً فاق مي گويند.

ابن مقله گويد: فاق قلم نيز بر حسب سختي و سستي قلم و حالت ميانه مختلف است. اما در حال ميانه كه نه سخت باشد و نه سست، واجب است كه به مقدار نصف ميدان قلم يا دوثلث (3/2) فاق زده شود، و فايده آن اين است كه به اين اندازه، خط از تباهي و فساد ايمن مي گردد و اگر زيادتر شد دو زبان قلم در وقت نوشتن از هم باز شده ، خط را فاسد مي سازد.

و اما فاق در قلمهاي سخت به اندازه ميدان قلم خوب است (در قلم هاي سست ، مقدار ثلث و نصف را تعيين كرده اند) .

و هم ابن مقله گفته اسـت: واجب است فاق قلم بر وسط ميدان قلم قرار گيرد. و استاد ابوالحسن ابن بواب بر اين طريقه بوده و گفته است: غلظت دو زبانه قلم بايد مساوي باشد. و جايز است كه غلظت طرف راست از طرف چپ بيشتر باشد.

معمولاً پس از ميدان قلم و تراش پهلوها، فاق مي دهند و دو زبانه ي قلم را برابر مي سازند. (وحشي و انسي)

معدودي از خطاطان (مانند صاحب فوائد الخطوط) را عقيده اين بود كه طرف وحشي (زبانه ي راست) را بيشتر از انسي بايد ساخت. مثلا به نسبت ثلث و ثلثان يا چهار دانگ و دو دانگ.  و اين عقيده طرفدار ندارد و بهتر، مساوي و برابر بودن وحشي و انسي قلم است چنانكه سلطانعلي مشهدي فرموده است:

وحشي و انسيش برابر كن   چاردانگ و دودانگ گشته

و گويند كه طرف وحشي قلم بايد بقوّت تر از انسي باشد چه هر مشقتي كه هست بر سر آن است.

بنا بر عقيده اساتيد خط، شكاف سرقلم بر وسط حقيقي عرض قلم بايد باشد، و آن را بر دو گونه معمول داشته اند:

يكي آن است كه پس از تراش پهلوها، با نيش قلمتراش اشاره اي بر وسط عرض قلم، نزديك سر قلم بكند و شكافي صاف و ملايم وارد سازد؛ ديگر آنكه قبل از تراش پهلوها و بعداز "فتح"  فشار و زور، انگشت ابهام را بر سطح "عرض" قلم وارد كند تا بشكافد و اين طريق دوم به شرط مرغوبي قلم و راست بودن رگهاي آن، بهتر و سالمتر است و طريقه اي است كه بابا شاه اصفهاني ارائه كرده و گفته است كه اين بهترين شقوق است.

4- قط قلم: اصل قطّ، قطع  است و قطّ و قدّ در لغت نزديك به هم است ، جز اين كه قط در برش شمشير از عرض، و قد از طول استعمال شده است. و آن در كار كتابت چنانست كه سر قلم را از جانب ميدان (عرض) روي قط زني صاف بگذارد و تيغه قلمتراش را بر پشت سر قلم نهد و با انگشت ابهام به پشت قلمتراش بقوت بفشارد تا صاف و بي عيب قط شود. و نبايد دم قلم را به مقدار زياد به دم قلمتراش بدهد كه ناصاف خواهد شد.

صدايي كه از قطّ قلم بر مي خيزد بايد يكصدا و در كمال پختگي باشد. اگر صداي بلند يا پَست برخاست اعاده ي قط لازم است؛ زيرا اين چنين صدايي ، خالي از عيب و علت نيست، و مقرراست كه:

قط  اول نكو نمي آيد          قط دوم نكوشود شايد

سلطانعلي مشهدي گويد:

 تا صداي قط قلم شنوي      غافل از قط آن قلم نشوي

گر صداي قط قلم نه نكوست    دان صداي نداي علت اوست

و نيز سروده است:

شرط قط دان كه بيشمار بود     هر كه دانست مرد كار بود

گير محكم قلمتراش اول با " ني قط " اگر نئي احول

قلم خويش بر " ني قط " نه       گر بگيري قلم به اصبع به

ساز محكم قلم بنا خن خويش تا كه در قط زدن نگردد ريش

در رساله ي عبدالله صيرفي آمده است كه آن آواز بايد مانند تلفظ كلمه قطّ باشد و اگر چنين شنيده نشد خوب نيست. در همين رساله است (كه قبلة الكتاب جمال الدين ياقوت عليه الرحمة در زمان مستعصم ظاهر گشت و متابعت خط ابن بوابّ كرد. بعد از آن در تراشيدن قلم و قط زدن تغييري داد و استدلال و استرشاد از كلام امير المومنين علي صلوات الله عليه كه فرمود: نوك قلم را دراز بتراش و فربه،  وقط قلم را محرف متمايل به راست كن تا در حال قط آوازي چون آواز مَشَرفي بر آيد و گرنه قِطّ را اعاده نما. و گويند مَشَرفي (كلمه مشرفي را چنين بيان مي كند : مشرفي منصوب به قريه اي از سرزمين عرب كه نزديك سبزه و كشتزار و آباداني است و اسم آن (مشارف شام) است. و شمشيرهاي مشرفي از آنجاست. و گفته اند اين نسبت به موضعي از يمن داده شده است نه به مشارف شام) شخصي بوده است كه شمشير را در غايت خوبي و لطيفي ساختي چنان كه به هر چه مي نهادند دو نيمه مي كرد و در غايت نازكي آوازي از آن بر مي آمد.

ابن مقله گويد : زماني كه خواستي قلم را قط كني قلمتراش را كمي به پهلو بخوابان، و به طور قائم و راست به كار مبر.

بدان كه قط از پنج نوع بيرون نيست: 1- نهايت تحريف 2- جَزم يا مستوي يا با تدوير 3- توسيط (بين تحريف و مستوي ) 4- بين بين آنها 5- مايل بچپ مانند قلم هاي لاتين نويسي.

قط بين تدوير و تحريف، راي ابن مقله وزير و پيروان او مانند ابن بواب مي باشد. و قط محرف اختيار ياقوت و پيروان اوست. مقصود از تحريف، ارتفاع نيش راست قلم است كه از نيش چپ برتر ديده مي شود.

استادي گفته است : بهترين قطها محرّف معتدل و تباه ترين آنها قط مستوي است، زيرا قط مستوي به مقدار كمتر از محرف فرمان مي برد. با قط محرّفِ معتدل و كمك فاق قلم  ، مي توانيم در نوشتن ازجابجاي دم قلم كمك بگيريم و استفاده كنيم. (از نيش و از نيم دانگ و يك دانگ و دو دانگ و سه دانگ يعني6/12 و6/1 و6/2 6/3 دم قلم)

اين شعر در افواه و معروف است:

محرّف تراش و محرّف نويس      به اندك زماني (شوي) شود خوشنويس

حق آن است كه قط قلم كه مدار كتابت بر آن است بر حسب مقاصد نويسنده و نوع خط متفاوت گردد. مثلاً براي نوشتن ثلث و اجازه و ديواني و نسخ ياقوتي، تقريبا يكسان است و بايد محرف باشد. و قط براي محقق و ريحان تحريفش كمي بيشتر است كه آن حداكثر تعريف است. و براي رقعه تحريفي كمتر از نسخ ياقوتي، و براي نستعليق كمتر از رقعه مي باشد و همچنين در فروع ثلث كه درجلد اول گفته شد تحريف توقيع كمتر از ثلث و قط رقاع و غبارالجلسه متمايل به مستوي است.

ولي براي نوشتن كوفي با اين كه به انواع قط ممكن است، اكثر مستوي است و گاهي مايل بچپ مي توان نوشت.

حاصل آن كه بنابه قول ابن بواب  براي هر قلمي (خطي) در خور است. قط ريحاني حداكثر تحريف و بعد از آن در هر نوعي از انواع خط ها از تحريف كاسته مي شود تا به رقاع مي رسد كه اقل تحريف است.

5- پشت برداري قلم: در رساله هاي قدماي خطاطين از پشت برداري دم قلم ذكري نشده است.زيرا در آن روزگار بيشتر مدار نوشتن بر زير نويسي و كتابت دواوين بوده است، كه پشت برداري لازم نمي آمده و شايد در درشت هاي متوسط هم، اكتفا به خاك ماليدن بر پشت قلم مي كرده اند. لذا استادان متأخر به منظور هموار و يكسان شدن دم قلم، پشت برداري را در قلم هاي درشت معمول داشته اند. و آن چنان است كه قلمتراش را در فاصله چند ميلي متري پشت نوك قلم گذاشته فشار ملايمي بدهيم كه به پوست فرو رود، بعد قلمتراش را به طور ملايم به طرف نوك قلم پيش ببريم.

چنان كه اشاره شد پشت برداري براي آنست كه دم قلم از دو سوي يكسان شود و بهتر فرمان ببرد و ضمناً توقفگاهي براي مركب باشد تا يكباره بروي كاغذ سرازير نشود، چه نوك قلم از پشت و روي آلوده به مركب مي گردد و از دو طرف به جريان مركب و نويسندگي  دخيل است و بايد منظم و متعادل باشد.

در نتيجه مي توان گفت كه راه عملي ساختن اين دستورها آن است كه اول پس از برداشتن ميدان قلم ني قلم را كه به دست چپ گرفته ايم نوك آن را روبروي خود بگردانيم و روي پايه انگشت ابهام بگذاريم.

 دوم: قلمتراش را با انگشتان راست، محكم بگيريم و پهلوهاي قلم را از دو طرف به قدر لزوم و مساوي بتراشيم.

سوم:  نوك قلم را كه در اين وقت دراز ديده مي شود. اندكي با قلمتراش كوتاه كنيم.

چهارم: براي فاق ، نيش قلمتراش را بر وسط حقيقي نوك قلم بگذاريم و مختصر فشاري دهيم تا شكاف بردارد.

(بعضي هم در اين وقت يا قبل از تراش پهلوها، با فشار ابهام شكاف مي دهند، اما با نيش قلمتراش مطمئن تر است).

پنجم: دم قلم ريز و متوسط را روي قط زن نهاده  و شست چپ را روي قلم و سبابه و وسطي را زير قط زن مي گذاريم و قلم را محكم نگاه مي داريم، آنگاه به طور مورب نوك آن را قطع مي كنيم. و هر گاه قلم چنان درشت باشد كه نگاهداريش از قدرت قط زدن بر روي دست خارج باشد قط زن بزرگ و پهن تر را روي ميز يا زمين صاف و مسطح قرار داده آنگاه قط ميزنيم. همچنان كه قبلا گفته شد پشت برداري قبل از قط در قلمهاي درشت لازم است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 14:45  توسط احمدی  | 

آموزش خوشنویسی-وسایل

 

 

ابزار اصلی این هنر :قلم نی ، مرکب ، دوات لیقه ، کاغذ و زیر مشقی است ؛ تهیه ابزار خوب همیشه باعث ایجاد هیجان و علاقه در هنر آموز است و وی را به تمرین بیشتر ترغیب میکند لذا در این مبحث از مشخصات لوازم و ابزارهای مناسب جهت تمرین یاد میشود.

1. قلم نی

بهترین نوع قلم نی که برای نوشتن مناسب است قلم نی دزفولی است این نوع قلم را از نیزارهای جنوب کشور و در منطقه خوزستان و دزفول بدست میاورند رنگ آن هرچه سرخ تر و متمایل به قهوه ای سوخته باشد مرغوبتر است سلطانعلی مشهدی که از هنرمندان نستعلیق نویس قرن دهم هجری است در رساله خویش از قلم خوب چنین یاد میکند :

که قلم سرخ رنگ می باید                        نه به سختی چو نگ می باید

نه در او پیچ و نه دراو تابی                         ملک خط نیک راست اسبابی

نه سیاه و نه کوته و نه دراز                        یاد گیر ای جوان زروی نیاز

معتدل نه ستبر و نه باریک                         و اندرونش سفید، نی تاریک

گرقلم سخت باشد و گر سست                دست از این آن بباید شست

به عبارت دیگر میتوان گفت قلم غیر از اینکه باید سرخ متمایل به قهوه ای سوخته باشد ؛ باید در حد امکان گرد و استوانه بوده و دارای پیچ و تاب و کژی نیز نباشد و ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 5:38  توسط احمدی  | 

میرزا غلامرضا

آغاز و انجام خوشنويسي به شش دوره منقسم است: ابتدائي ، متوسطه ، خوش ، عالي ، ممتاز ، استادي از ميان علاقه منداني كه قدم در راه فراگيري اين هنر مي گذارند كمتر كسي يافت مي شود كه تمام اين راه را طي كند و به استادي برسد. بيشتر آنان در رسيدن به يك ، دو ، يا سه دوره ي آن توفيق مي يابند ؛ زيرا كاري پر زحمت و مشكل است كه فقط عشق و علاقه آسانش مي كند و در خور حوصله هر كس نيست مخصوصاً زندگي ماشيني امروز و مشغله ي زندگي متنوع، كمتر به اشخاص اجازه مي دهد كه به اين هنر ارزنده بپردازند و در اين راه پيشتر روند و جز دلباخته اي به ادامه و تكميل آن نمي پردازد. لكن قدر لازم براي هر با سواد اين است كه اگر چه مدت كوتاهي ، نزد استاد ، با مختصري از اصول و قواعد صحيح نوشتن كلمات و تركيبات آن آشنائي پيدا كند ، تا حدي كه خطي خوانا و روشن داشته باشد و بيننده و خواننده را در آن رغبتي دست دهد و اين خود طي دوره ي ابتدائي و رسيدن به آغاز دوره ي متوسطه حساب مي شود. از اين پس به نسبت علاقه مندي و فعاليت و استعداد مي تواند به مراتب بالاتر برود تا اينكه به ترتيب، دوره هاي خوش و عالي و ممتاز را بگذراند و كم كم به مقام استادي نايل گردد.

 


 
میرزا غلام‌رضا اصفهانی، از خوشنویسان بنام و نوابغ خطوط نستعلیق و شکسته است که حدود یک قرن پیش – یعنی قرن سیزده هجری – زندگی می‌نموده است.
پدر میرزا در سال 1212 از اصفهان به تهران آمده و به کسب قنادی مشغول شد. از آن‌جا که با وجود چند فرزند دختر، هیچ پسری نداشته، به زیارت امام‌رضا(ع) مشرف شده و با توسل به آن حضرت خداوند در سال 1246 ه.ق. پسری به وی می‌دهد که به همین دلیل نام وی را غلام‌رضا نهادند.
غلام‌رضا در 5 سالگی به مکتب رفت پس از دو سال قادر به خواندن قرآن به تمامی شد. میرزا در خاطراتش می‌نویسد که در همان سال در رؤیایی صادقه به محضر امیرالمؤمنین علی(ع) شرفیاب شده و همین واقعه سیر زندگی او را دگرگون می کند. میرزا در قطعه‌ای به خط شکسته‌ی خفی چنین می‌نویسد:
«قریب هفت‌سال از سنین عمرم گذشته در دبستان به خواندن قرآن اشتغال داشته. شبی به خواب، بزرگواری ارشادم نمود به تقبیل آستان شاه‌اولیا در دنبالش شتافتم. در گوشه‌ی آن جا حضرت شاه اولیا ارواح العالمین له الفدا توقف داشتند. چون نزدیک‌تر شدم فرمود مشقت بیاور. علی‌الفور صفحه کاغذ و دواتی به حضور مبارک تقدیم نمودم. در وسط آن صفحه لام و الف و یایی نگاشته و فرمودند از این رو بنگار. فردای آن شب در دبیرستان معلم صورت خواب را سؤال نمود. این بنده ی حقیر ماجرا کماجرا باز گفت. دیگر حقیر را به تحصیل خط واداشت...»
میرزا پس از آن نزد میر سید علی تهرانی به تعلیم خط پرداخته تا جایی که در نه سالگی به حسن‌خط نامی می‌شود و در طول عمر نچندان بلندش آثار بسیاری را آفریده که برخی از آن‌ها در زمره‌ی آثار ملی هنری کشور ثبت شده‌اند.
هنگامی که میرزا 54 ساله بود، صاحب فرزندی می‌شود که نامش را محمد رضا می‌گذارد. اما محمد رضا در سه سالگی فوت نموده و داغ بزرگی به جان میرزا می‌نشیند تا جایی که آرزوی مرگ می‌نماید و طولی نکشید که به آرزویش رسید و در روز پنج‌شنبه چهارم ربیع‌الثانی سال 1304 هجری‌قمری به سرای باقی کوچ کرد و در باغ میرزا حسین خان سپهسالار در چشمه‌علی شهرری به خاک سپرده شد.
از آن جا که میرزا در زمان حیات نامی‌ترین استاد مسلم خوشنویسی بود، نگارش آثار بسیاری به وی سفارش داده می‌شد که برخی را به شاگردان خود سپرده (مانند کاشی‌های پیرامون بقعه‌ی شیخ صدوق این بابویه که به محمد ابراهیم تهرانی واگذار نمود.) و تعدادی را نیز خود رقم زد که از آثار جاودانه‌ی هنر خوشنویسی به شمار می‌روند. که می‌توان کتیبه‌های مدرسه‌ی سپهسالار (مدرسه‌ی عالی شهید مطهری فعلی در میدان بهارستان تهران) را مثال زد که در سال 1301 نگاشته شده و از بهترین نمونه‌های کتیبه‌نویسی به خط نستعلیق است.

میرزا غلام‌رضا شاید تنها خوشنویسی است که هر دو خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق را به مهارت و استادی تمام می‌نوشته و در هر دو نیز صاحب سبک ویژه‌ی خود است.
رساله‌ی تحفه‌الوزراء در سال 1259، مناجات‌نامه‌ی منظوم منسوب به حضرت‌علی(ع)، 298 صفحه بیاض که تنها سند کتبی اشعار میرزا می‌باشد، رساله‌ال در اصطلاحات صوفیه، گلستان سعدی به خط شکسته، سفرنامه‌ی حاج سیاح در 216 صفحه به خط شکسته(ناتمام)، کتاب پاتولوژی ترجمه‌ی میرزا علی خان رئیس‌الاطباء در حدود 200 صفحه به خط شکسته و تعداد نسبتا زیادی از قطعات نفیس شکسته و نستعلیق از جمله‌ی آثاری که از میرزا غلام‌رضا به یادگار مانده‌است.
شیوه‌ی میرزا در خط از محکم‌ترین و قوی‌ترین شیوه‌های خوشنویسی است و کتنیبه‌ها و قطعات و سیاه‌مشق‌های وی نیز در صدر آثار خطوط شکسته و نستعلیق محسوب می‌‌شوند.

 

 

مرکب ، دوات و لیقه

مرکب خوشنویسی مرکب مخصوصی است که برای اینکار به صورت سنتی ساخته میشود بنابراین انواع دیگری که بصورت جوهر و ... بصورت صنعتی برای خودنویس ها و مصارف دیگر ساخته میشوند برای خوشنویسی مناسب نیستند.

امروزه مرکب خوشنویسی به دو صورت جامد و مایع در بازار موجود است

برای ساخت مرکب روشهای گوناگونی وجود دارد ولی متداول ترین آن که در بین خطاطان رایج است بدین صورت است که ابتدا مقداری دوده (برای رنگ سیاه و انواع کیاهان برای رنگهای دیگر ) رادر آب جوشیده سرد حل کرده و داخل آن زاج سفید ریخته و سپس آنرا با شعله کم میجوشانند؛ سپس آنرا آرام آرام خنک میکنند . این روش ساده ترین روش ساخت مرکب است . البته در بعضی مواقع زعفران ، پوست گردو و ... نیز کاربرد دارد.

برای استفاده بهتر از مرکب آنرا داخل دوات میریزند . دوات ظرف کوچکی است که دارای دهانه گشاد بوده و در داخل آن لیقه که الیاف ابریشم طبیعی است قرار میگیرد . مهمترین خاصیت لیقه تنظیم مقدار مرکب روی نوک قلم نی است .

 

کاغذ خوشنویسی

برای نوشتن خط میتوان روی هرنوع کاغذی نوشت بشرط آنکه جوهر روی آن پخش نشود و سطح آن صاف و نرم باشد امروزه کاغذهای گلاسه برای نوشتن مناسبند هر چند که در صورت عدم دسترسی میتوان از طریق مالیدن صابون خشک روی کاغذهای معمولی تاحدودی آنرا برای نوشتن آماده کرد.

 



+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 5:18  توسط احمدی  | 

کلهر

در يکي از روزهاي تابستاني سال 1245 (ه. ق) در کرمانشاه متولد شد. پدرش محمد

 رحيم بيگ سردسته سواره رو فوج کلهر بود . ايل کلهر  که شهرتش را از سوار کاري

 و شمشير زني بدست آورده ، تمام جوانانش را به آموختن سوارکاري و شمشير

 زني وادار مي ساخت و محمد رضا نيز از اين قاعده مستثني نبود. برادر بزرگش –

 نوروز علي – سوار کار و شمشيرزن ماهري بود . هنگامي که محمدرضا سنين

 کودکي را پشت سر گذاشت ، نوروز علي به امر پدر، اين فنون را به محمدرضا آموزش

 داد . او گاهي از بي توجهي محمد رضا گله مي کرد. محمدرضا روحيه خود را با اين

 فن سازگار نمي ديد، چون آنقدر که از تماشاي يک لاله ي وحشي لذت مي برد، از

 سوارکاري و شمشيرزني چيزي دستگيرش نمي شد.

 بعد از درگيري که بين ايل کلهر و ديگر قبايل ايجاد شد، محمد بيش از پيش خود را با

 جنگ و گريز بيگانه مي يافت، چون به خلوت ، انزوا ، صلح وآشتي تمايل داشت. او

 بعد ازاتمام اين درگيري، مصمم شد، شمشير و اسب را با وجود مهارتي که کسب

 کرده بود، براي هميشه رها کند . تصميم گرفت خواندن و نوشتن را از پسر عمويش

 که خط خوشي داشت ، بياموزد. در همين روزها، به قلم باريک ني و خط خوش پسر

 عمو، دلبستگي پيدا کرد. گويي از پيچ و تاب خط به آرامشقلبيمي رسيد. آنقدر از

 روي خط پسرعمويش نوشت تا يقين کرد مثل او نوشته است. "شايد هم بهتر" اما

 افسوس که در ميان ايل، استاد خوشنويسي نبود، تا بتواند نزد او خطش را به

 سرانجام برساند . سرانجام تصميم گرفت براي نيل به مقصودش به تهران عزيمت

 کند. اين مسئله را با پدر بازگو کرد، رضايت پدر او را خشنود ساخت و با اعتماد به

 نفس بيشتري راهي "دارالسلطنه" – پايتخت شد.

محمدرضا در تهران، شاگرد مکتب ميرزا محمد خوانساري شد. ميرزا، خط نستعليق را

 به استادي و مهارت تمام مي نوشت، و داراي  شهرت بسيار در اين خط بود. محمد

 هر روز صبح کنار اسباب کتابت استاد خود مي نشست و هنگام نوشتن استاد، تمام

 حواسش را به قلم و حرکت دست او معطوف مي کرد. وقتي استاد مي نوشت، در

 خيالش بال هايي ناپيدا او را به سمت لذتي درک ناشدني پرواز مي داد.

محمد، هر روز مشق هايش را به استاد مي داد، استاد آنها را تصحيح مي کرد. زير

 بعضي از کلمات ، کلمه را دوباره مي نوشت ، ضعف هاي کار را توضيح مي داد و

 عقيده داشت :«خطش وحشي است و بايد رامش کند، بدون قاعده و قانون نوشته،

 بايد به خط استاد نگاه کرده و جزئيات رادقيق اجرا کند، نه کم و نه زياد.»

سه سال از شاگردي محمدرضا گذشت ، به قول استاد ، خطش رام شد و شکل و

 شمايلي پيدا کرد. او بدون ذره اي ترديد، هر روز ساعت ها مشق مي کرد، هم

 مشق نظري (سير در خط استاد) و هم مشق قلمي (بر روي کاغذ قلم مي زد و به

 سطر نويسي و سياه مشق مي پرداخت) روزها با قلم کتابت، مشق خفي و ريز و

 شب ها با قلم درشت، مشق جلي مي کرد.

گذر زمان محمدرضا را از خوشنويس ناشي و تازه کار چند سال پيش که حروف و

 کلمات را با ذوق و سليقه شخصي مي نوشت(بدون رعايت تناسبات و نسبت هاي

 خط )، به شاگردي در پايه استاد تبديل کرد. آخرين مشقي که به استاد نشان داد،

 مورد تمجيد او قرار گرفت و به او گفت: از اين به بعد جستجو کن و از آثار استادان

 قديم، نکته هايي تازه بيرون بکش و در نهايت خطي بپرور، که بدون امضا معلوم شود

 خط توست.

از آن به بعد از هر کس که در خوشنويسي سر رشته اي داشت ، سراغ مرقعات

 ( مجموعه اي از آثار خط يا نقاشي که به شيوه اي هنرمندانه کنار هم قرار گيرد)

 استادان گذشته را مي گرفت. با اين که خريد اغلب مرقعات و قطعات براي او ناممکن

 بود، اما تا جايي که دخلش اجازه مي داد، آنها را خريداري مي کرد و بقيه را از ديگران

 به امانت مي گرفت ، تا از روي آنها مشق کند. محمدرضا از آثار استادان درگذشته،

 بيشتر از همه به خط ميرعماد الحسني علاقه داشت ومناسب ترين خط را، خط

 ميرعماد مي دانست. او هنگامي که شنيد روي سر در يکي از حمام هاي قزوين،

 کتيبه اي به خط ميرعماد وجود دارد، به قزوين رفت .

محمدرضا کلهر در سال 1264 (ه. ق) پيغامي از طرف دربار دريافت کرد که براي تعليم

 خط به ناصرالدين شاه راهي دربار شود. در مجلسي که براي معرفي او به شاه

 ترتيب دادند، امير کبير صدراعظم و چند نفر ديگر حضور داشتند. امير به گرمي از

 "کلهر" استقبال کرد و قرار شد هر هفته در دو جلسه به شاه تعليم خط بدهد. شاه

 به خوشنويسي علاقه داشت، اما با تنبلي مشق مي کرد. گاهي وقتها که ميرزا

 براي تعليم مي رفت، شاه به بهانه اي واهي از گرفتن سرمشق امتناع مي ورزيد.

در همين روزها نوروزعلي هم به تهران احضار شد تا در دربار، به عنوان ميرشکار

 سلطنتي خدمت کند. چند صباحي که گذشت، محمدرضا به اصرار برادر راهي ايل و

 ديار شد. دختري که مادرش براي او نامزد کرده بود، مورد پسند او نيز واقع شد و

 ازدواج سرگرفت.

بعد از ازدواج، ناصر الدين شاه به او پيشنهاد کرد، به دارالطباعه (به رياست محمد

 حسن خان ) برود و حقوق بگير دائم آنجا شود. اما کار در دربار با روحيه محمدرضا

 سازگاري نداشت، با اينکه روزگار به سختي مي گذرانيد، اما خم به ابرو نمي آورد و

 زير بار منت نمي رفت.

پس از چندي به منظور تعليم خط به دو پسر قوام الدوله (از منشيان ميرزا آقاخان

 نوري صدر اعظم ناصر الدين شاه) به منزل او رفت. برايش حجره خصوصي ترتيب

 دادند. حقوق خوبي هم دريافت کرد. در آنجا به عادت هميشه تا دير وقت در پرتو نور

 چراغ هاي گردسوز، در همان حجره مشق مي کرد. يک شب از خستگي قلم در

 دست، سرصفحه مشق به خواب رفت. بعد از لحظاتي بيدار شد و مشق کردن را

 ادامه داد. او متوجه شد که ضرباتي به شيشه پنجره مي خورد. با دقت بيشتر

 توانست شبح صورت قوام الدوله را پشت پنجره ببيند که به او نگاه مي کند. قوام به

 او گفت: کاشکي من هم صاحب چنين خط زيبايي بودم ! محمدرضا گفت: از عدالت

 خدا دور است که اين همه مال و منال و خدم و حشم به تو داده، خط مرا هم به تو

 بدهد. سگرمه هاي قوام در هم کشيده شد و بدون اينکه چيزي بگويد رفت. فرداي

 آن روز محمدرضا اسبابش را جمع کرد تا آنجا را ترک کند.

کلهر در سال 1300 به رغم نفرتي که از همراهي با شاه داشت، وقتي از اعتماد

 السلطنه شنيد که سفر مشهد مقدس در پيش است، به شوق زيارت حرم امام رضا

 (ع) همراهي با کاروان شاه را قبول کرد. طي سفر، اعتمادالسلطنه روزنامه اي به

 چاپ رساند که ميرزا کتابت متن آن را به عهده داشت. به تدبير اعتمادالسلطنه، تمام

 وسايل چاپ سنگي همراه کاروان بود و هر چند روز يک بار، متن سفر نامه و گزارش

 هاي روزانه، نوشته شده و در شش يا هفت صفحه، به شيوه چاپ سنگي منتشر

 مي شد. روزنامه، قطعي به اندازه يک ورق داشت و شماره اولش، در روز يکشنبه

 يازدهم شعبان 1300 (ه.ق) در دماوند و شماره دوازدهم آن در روز يکشنبه دوازدهم

 ذي الحجه در خاتون آباد، پنج فرسنگي تهران، منتشر شد.

به سبب قحطي که سراسر تهران را فرا گرفته بود ، کلهرهم به دليل گرسنگي هاي

 دراز مدت، لاغر و تکيده شد. دائم چرت مي زد. صداها را به سختي مي شنيد. نفس

 هايش به سختي بالا مي آمد ، اما کم کم کند شد ، قلبش از تپش باز ايستاد و

 چشم هايش به افقي دور خيره ماند.

در روزگار نامردمي ها، شيخ هادي نجم آبادي با تعدادي از ياران با وفا، بر جنازه ميرزا

 محمد رضا کلهرنماز خواندند و او را در قبرستان محله حسن آباد، به خاک سپردند.

 

از ميرزا محمد رضا کلهر، دو دسته آثار باقي مانده است:

الف) آثار چاپ سنگي عبارتند از: مخزن الانشاء، قسمتي از ديوان فروغي بسطامي،

 قسمتي از ريحانه الادب ذکاءالملک فروغي، قسمتي از ديوان قاآني، منتخب

 السلطان سعدي و حافظ، مناجات خواجه عبدالله انصاري، رساله غديريه، فيض

 الدموع، نصايح الملوک، قسمتي از سفرنامه کربلاي ناصر الدين شاه، روزنامه اردوي

 همايون و قسمتي از روزنامه شرف.

ب ) آثار دست نويس آن استاد عبارتند از: مخزن الانشاء، فيض الدموع، گاهنامه ها و

 تقويم ها، خواص السور (در حاشيه و متن قرآن مجيد)، سياه مشق ها، فرامين،

 مناشير و عريضه هاي گوناگون.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 4:48  توسط احمدی  | 

موفقیت

 

نتیجه = شکیبایی + تلاش

  تنها مفهوم و اصل ثابت دنیا تغییر است.

  موفقیت شکست پشت و رو شده است.

  ثروت من پاداش خدمتی است که به مردم کرده ام.

  هر کار بزرگی با یک قدم کوچک آغاز می شود.

  ما نمی توانیم مسیر باد را تغییر دهیم اما می توانیم بادبان رادر

  مسیر آن تنظیم کنیم.  

                                          

 

   یک نمونه از خط بسیار زیبای استاد محمد حیدری تقدیم به هنر

 جویان خوبم.

                  

      

      در ادامه آموزش برای هنر جویان مبتدی

نحوه اتصال "ص" به "ه" :       

 و اینک جمله ای جهت تمرین "ص" از

 استاد فلسفی :

  

    

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 5:38  توسط احمدی  | 

زندگی

 

زنگ تفریح

 

   الهی

        مکش این چراغ افروخته را و مسوزان این دل

                             سوخته  را                      

               و مدر این پرده دوخته را       

                و مران این بنده آموخته را      

 

  

         

در باغ "بی برگی " زادم

و در ثروت فقر غنی گشتم.

و از چشمه ایمان سیراب شدم.

و در هوای آزادی سر بر داشتم. و در بالای غرور ، قامت کشیدم.

واز دانش ،طعام دادند.

و از شعر ، شرابم نوشاندند.

و از مهر ، نوازشم کردند.

و "حقیقتُ " ، دینم شد و راه رفتنم.

و "خیر " ، حیاتم شد و کار ماندنم.

و " زیبایی" ، عشقم شد و بهانه زیستنم!

 

 

الهی

دلی ده که طاعت افزون کند

 و

 توفیق طاعتی که به بهشت رهنمون کند.

 

 

         اگر« د » همراه با « ر » باشد نیم نقطه بزگتر می شود ودهانه« د»  

 

                       باز تر شده که به آن دال شکاری می گویند .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 3:9  توسط احمدی  | 

خوشنویسی

 

 

 

                             

 

       هیچ پشتیبانی استوارتر از مشورت نیست.

        حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند.

     کسانی که به انتطار زمان نشسته اند ، دیریست آ ن را از دست داده اند .

      تنبیه به هنگام خشم اصلاح نیست ، انتقام است .

       هر کار بزرگی اول با یک قدم کو چک آغاز میشود . 

 

  خوشنویسی ، لطافت روح فرهنگ ایرانی و اسلامی را باز می نماید و

 

   می توان آن را یکی ازچشم نوازترین تجلیات فرهنگ اسلامی و ایرانی دانست .

 

    در تاریخ ما دین در تکامل و رواج هنرخوشنویسی نقشی بسزا داشته است؛

 

   بطوری که کلام الهی را همواره با خط خوش نگاشته اند و همین امر سبب

 

   قداست خوشنویسی در فرهنگ ایرانی و اسلامی است. هنر خوشنویسی

 

   بخصوص پس از پذیرش اسلام توسط ایرانیان، رو به تکامل نهاد. این هنر

 

  به دلیل نگاه معنوی وعارفانه ای که به زندگی دارد و به سمت معرفت گام

 

  بر می دارد با دنیای ماشینی امروزی  سازگاری خود را از دست داده است.

 

  خوشنویسی تا پیش از مدرنیزه شدن دنیای امروز، یگانه محمل کلام و

 

  رکن اصلی فرهنگ بود و تا پیش از ورود رسانه های جمعی ،

 

   رسالت اطلاع رسانی را بر عهده داشت. بعد از ورود چاپ سنگی در اواخر

 

   دورۀ قاجار، اقبال به خوشنویسی ارتقاء یافت که نمونه های آن در

 

    روزنامه هایی چون شرف و شرافت وجود دارد . اما با تحولات فرهنگی

 

    و ورود صنعت چاپ ، مخاطبان به سمت و سوی هنرهای دیگر گرایش

 

    یافتند. با وقوع انقلاب اسلامی بار دیگر شاهد برگشت خوشنویسی به

 

    منزلت خود بودیم (در دهۀ شصت 60) اما از دهۀ هفتاد به بعد نظام هندسی

 

   نستعلیق به رایانه سپرده شد و وجود هنرهای رقیب نیز با تلفیق استقبال

 

   موج جوان، باعث شد تا رایانه ها نیاز بازارهای خوشنویسی را با

 

   زدن چند کلیک مرتفع سازند . امروز بیم آن می رود که عصر دیجیتال

 

  خوشنویسی نیز در پیچ و خم آنچه خصایص طبیعی این عصر به

 

   شمار می رود ، به ورطه فراموشی سپرده شود . به این دلیل برآنیم

 

   تا میراث بجای مانده از تاریخ اسلامی- ایرانی خود را حفظ نمائیم و

 

   این امر میسر نیست مگر با برنامه ریزی مدون جهت آموزش

 

   علاقه مندان این رشته.

 

 

                           

 

 

                                                

 

                      

               

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 17:50  توسط احمدی  | 

پل

 

 زنگ تفریح

              

   همه پل ها کاش  

    روی جریان آبی بود   

    همه پل ها کاش   

   سوی سر سبزی جنگل می رفت  

   همه پل ها کاش  

    وصل می کرد دو آبادی را  

    در عرض زمین  

     و دو انسان    

    اصلا همه دلها را    

   در طول زمان  

   و گزر گاه دل خسته آدم ها بود    

 

  چند حرفی تقدیم به هنر جویان مبتدی ام امید که مفید بوده

 باشد

  1 _ هرگز بدون نگاه کردن به سرمشق تمرین نکنید.

       بنابر این لازم است مرتباً حروف و کلماترا دقیقاً از روی سرمشق نگاه کرده

 

                          و بعداً شروع به نوشتن نمائید.

 

 2_ در هنگام نوشتن سعی نمائید جمله را تمرین کنید نه حروف و مفردات را

 

  چون در این صورت هم مفردات تمرین شده و هم به توازن سطر دست یافته اید.

 

     3_ در مرحله ابتدایی حروف و اتصالات تدریس شده را طبق سرمشق

 

     با نقطه گذاری تمرین کنید تا دست و چشم نسبت به اندازه ها عادت نماید .

 

      4_ مشق یا تمرین به صورت پیوسته انجام گیرد.

 

      5- در هنگام خستگی از نوشتن مشق خودداری شود.

 

      ۶- به فاصله چشم تا کاغذ توجه شود ( فاصله تقریباً 30 سانتی متری

       را رعایت نمایند).

 

                       

                                        

   در مجالی که برایم باقیست 

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم 

که در آ ن همواره اول صبح

به زبانی ساده

مهر تدریس کنند 

  و بگویند خدا  

 

                    

 

    
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:43  توسط احمدی  | 

سلام

 

  همه روز اول صبح  

    سکه مهر و محبت را   

   از قلک دل بر بر می داریم  

   و ببخشیم به اول نفری    

   که به ما میتابد   

   اولین عابر امروز   

   که از کوچه ما می گذرد  

   و صمیمانه بگوییم:  

   "سلام"   

 

 

 

تو می دانی که من

از میان همه نعمت های این جهان

آن چه را بر گزیده ام و دوست می دارم ، تنهایی است .

این نگهبان سکوت ،

شمع جمعیت تنهایی ،

راهب معبد خاموشی ها،

حاجب در گه نو میدی ،

سا لک راه فراموشی ها ،

چشم به راه پیامی ، پیکی

گرمی بازوی مهری نیست.

خفته در سردی آغوش پر آرامش یاس،

که نه بیدار شود از نفس گرم امید.

سر نهاد است به بالین شبی

که فریبش ندهد عشوه ی خونین سحر .

"ای پرستو که پیام آور فروردینی"

بگریز از من ،از من بگریز !

باغ پژ مرده پامال زمستان ها

چشم بر راه بهاری نیست.

گرد آشوبگر خلوت این صحرا

گرد بادی است سیه ، گرد سواری نیست ...

 

"دکتر علی شریعتی"

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 1:34  توسط احمدی  | 

در خیابان های سرد شب

 

 زنگ تفریح 

من پشیمان نیستم  

من به این تسلیم می اندیشم  

این تسلیم درد آلود 

من صلیب سر نوشتم را  

بر فراز تپه های قتلگاه خویش بوسیدم 

در خیابان های سرد شب 

جفت ها پیوسته با تردید 

یکدگر را ترک می گویند 

در خیابان های سرد شب 

جز خدا حافظ

خدا حافظ ... 

صدایی نیست 

 

من پشیمان نیستم 

قلب من گویی در آن سوی زمان جاریست 

زندگی قلب مرا تکرار خواهد کرد    

و گل قاصد که بر دریاچه های باد می راند   

او مرا تکرار خواهد کرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:6  توسط احمدی  | 

کاربرد خوشنویسی

 

هو الجمیل

             

                چند کار برد برای خوشنویسی جهت استفاده دانش آموزان

 

        کلاژ خطوط

دانش آموزان با انواع مقوا یا کاغذ های رنگی ، حروف مختلف قطعه

خط انتخاب شده را در آورده و با ترکیب بندی دلخواه بر روی یک

سطح چسبانیده و یک تابلوی زیبا خلق می نمایند.

 

 

افشانگری

دانش آموزان با بهره گیری از طلق ، کلیشه ای از یک قطعه

خوشنویسی نظیر سطر یا کلمه را با استفاده از کاتر ایجاد کرد و با

قرار آن بر روی سطح مقوایی ، اقدام به رنگ آمیزی آن به شیوه های

 گوناگون (نظیر فوتک،ایربراش،اسفنج،کاغذ مچاله شده و ...) پرداخت.

 

 

 

نقاشی خط روی سفال

قطعه خطی را بر روی سفال کپی کنید و داخل حروف را بوسیله قلم مو

 با چسب چوب پر و برجسته ساخت و در پایان رنگ کنید.

 

 

برجسته سازی با مقوا

 

       

 

 

ری لیف

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:32  توسط احمدی  | 

آموزش

 

 

     ارائه مطالبی استاد عزیزم استاد فلسفی جهت   

    

کسب اطلات بیشتر هنرجویان گرامی از کتاب

     ترکیب در نستعلیق.

 

              "الف":روی سطر یا اندکی بالاتر یا روی حروف                  

 و کلمات دیگر   

و بطور کلی به حکم ترکیب سطر ، در همه جامی تواند قرار گیرد.

 

"ب،ثُ،پ،ت،گ،ف":

       هم به شکل کوتاه و هم بلند ، دقیقا روی خط کرسی قرار 

     می گیرندبجز در انتهای سطر ، که می توانند کمی بالاتر 

         از خط کرسی ، یا روی کلمات انتهایی سوار شوند ، ولی  

   د ر  وسط سطر بهیچ وجه روی کلمات دیگر قرار نمی گیرند.

 

 

                

 

                    

 

                    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:18  توسط احمدی  | 

آموزش خوشنویسی

جهت تمرین هنرجویان عزیز چند سطری از خطوط زیبای استاد امیرخانی در نظر گرفته

 ام که ان شا ء الله مفید واقع گردد.

هنر جویان گرامی جهت تمرین مو ثر به چند نکته توجه فرمائید:

۱- ابتدا مشق نظری :به دقت به خطوط توجه نموده سپس شرو ع به نوشتن نمائید.

۲ - حرف یا اتصال آخر را کمی بالا تر از جای اصلی خود بنویسید.

۳- فاصله بین حروف و کلمات به اندازه یک نقطه همان قلمی است که با آن نوشته می شود.

(( ز )) که آخرین حرف است بالا تر از جای اصلی خود نوشته شده است

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 7:57  توسط احمدی  | 

میر عماد

          

 

 

           

      

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 5:49  توسط احمدی  | 

 
مسجد ارك رمضان 90 | نتايج ازمون استخدام مجلس شوراي اسلامي سال 90 | آدرس دانشگاه مهرآستان | رمز بازی جتی ای وایس سیتی |